كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
615
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لا تَقْرَبُوا و نزديك مشويد مالَ الْيَتِيمِ بمال يتيم و در ان تصرف مكنيد إِلَّا بِالَّتِي مگر به آن طريقه كه شرعا و عرفا هِيَ أَحْسَنُ آن بهتر و نيكوترست يعنى معامله كنيد كه اصل مايه براى وى بماند و ربح او بوصله معاش او نشنيد و اين معنى را التزام نمائيد حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ تا وقتى كه برسد يتيم بهغايت قوّت يعنى ببلوغ رسد و آثار رشد بر وى ظاهر باشد وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ و وفا كنيد به عهدى كه بسته است خداى بشما از تكاليف شرعيه يا به پيمانى كه با يكديگر مىبنديد إِنَّ الْعَهْدَ به درستى كه صاحبان پيمان كانَ مَسْؤُلًا هست سؤال كرده شده يعنى او را از نقض آن و وفا بدان خواهند پرسيد سلمى رح آورده كه خداى را عهدهاست بر جوارح آدمى به ملازمت آداب و بر نفس او به اداى فرائض و بر دل او بخوف و خشيت و بر روح او بهآنكه از مقام قرب دور نشود و بر سر او بهآنكه مشاهده ما سوا نكند و ازو از هر عهدى خواهند پرسيد مصرعه تا كسى از عهده اين عهد كى آيد بيرون - وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ و تمام بپيمائيد كيل را إِذا كِلْتُمْ چون پيمائيد براى ديگرى وَ زِنُوا و بسنجيد بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ به ترازوى راست يا بمكيال ذلِكَ اين تمام پيمودن و راست سنجيدن خَيْرٌ بهترست شما را از خيانت وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا و نيكوتر است از جهت عاقبت وَ لا تَقْفُ و از پى مرو ما لَيْسَ لَكَ آن چيزى را كه نيست ترا بِهِ عِلْمٌ به آن چيز دانائى يعنى به تقليد و گمان از پى چيزى مرد تا ندانى مگوئى دانستم تا نديدى مگو كه ديدم تا نهشنوى مگوئى كه شنيدم محمد بن حنفيه رح در معنى اين آيت فرمود كه گواهى دروغ مده إِنَّ السَّمْعَ به درستى كه گوش وَ الْبَصَرَ و چشم وَ الْفُؤادَ و دل كُلُّ أُولئِكَ هر يك ازينها كانَ عَنْهُ باشد از نفس خود مَسْؤُلًا پرسيده شده يعنى از ايشان خواهند پرسيد كه صاحب شما با شما چه معامله كرد يا از سمع سؤال كنند كه چه شنيدى و چرا شنيدى و چشم را گويند كه چه ديدى و چرا ديدى و از دل پرسند كه چه دانستى و چرا دانستى وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ و مرو در زمين مَرَحاً رفتن خداوند تكبّر يعنى مخرام چنانچه متكبران خرامند إِنَّكَ به درستى كه تو لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ نتوانى شكافت زمين را بهپاى در وى كشيدن وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ و نرسى به كوهها طُولًا از روى درازى قامت يعنى كسى كه زمين را نتواند دريد و با كوه همسرى نتواند كرد او را تكبّر و تعظّم چرا بايد كرد - بيت ز خاك آفريدت خداوند پاك * پس اى بنده افتادگى كن چو خاك كُلُّ ذلِكَ همه اينها كه شمرده شده يعنى اوامر و نواهى كه از آيت و لا تجعل مع اللّه الها آخر تا اينجا كه مذكور شد و آن يازده امر و چهارده نهيست و ابن عباس رض فرمود كه اينها در الواح موسى ع مكتوب بوده كانَ سَيِّئُهُ هست بدى او يعنى آنچه منهى عنه است ازو عِنْدَ رَبِّكَ نزد پروردگار تو مَكْرُوهاً ناپسنديده .